|
خستگی ها را به خانه نبرید
از در نیامده، قیافه خسته و ژولیده خود را برای همسرش به ارمغان آورد.
سلام او را به زور با بیرون دادن صوت اوهوم از حاقش جواب داد.جوراب های بویناکش را وسط اتاق پرت کرد و کیفش را هم یک گوشه دیگر نداخت.
به سمت آشپز خانه سرک کشید و گفت شام چی داریم؟خانم خانه با ترس و لرز گفت: ماکارونی!
می دانست روزهایی که با این نوع اخلاق برخورد می کند، شام هرچه که باشد فرقی نمی کند. ایراد گرفتن از آن ردخور ندارد.
چند دقیقه بعد در این خانه دعواست!
می گوید از صبح تا شب رفته ام بیرون با هزار و یک مشکل سر و کله زده ام، حالا هم باید غذای حاضری بخورم. اگر بنا بود این طور زندگی کنم که زن نمی گرفتم.
زن اما از صبح به امید بازگشت همسرش تمام خانه را مرتب کرده، مراقب بچه بوده، به کارهای روزمره رسیده و حالا حس می کند که همه این کارها بیهوده بوده است.
حالا تمام روزش تلخ و بی حاصل شده است، به خاطر منتهایی که همسرش بر سرش گذاشته است.
شاید این پرسش برایتان پیش بیاید که آن همه علاقه و محبت برای چه محو می شود؟
وقتی شما تصور کنید که پس از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، صرفاً باید وظایف و مسئولیت های محوله را انجام دهید. برای مثال تامین غذا و نظافت منزل را به عهده بگیرید یا اینکه به عنوان مرد خانه به تامین مخارج بپردازید.پس هرگز انتظار نداشته باشید که عشق و علاقه نخستین، در خانه شما جا خوش کند؛ زیرا آنچه شما نمی دانید این است که زندگی نیاز به توج و علایق و احساسات طرفین دارد.
اگر به رفتار مادران با فرزندانشان نگاه کنید در خواهید یافت که مادر، علاوه بر مسئولیت ها و وظایف مادری، در نگهداری و تربیت کودکان به انها توجه و محبت نشان می دهد و همین امر موجب وابستگی روحی فرزند به مادر می شود.
مشاوران خانواده معتقدند چنانچه روابط شما در زندگی مشترک خالی از توجه و محبت شود، هیچ وابستگی روحی در آن ایجاد نخواهد شد.
نکته قابل توجه در این قضیه هم این است که در چنین شرایطی طرفین احساس خواهند کرد که آزادی شان در زندگی مشترک محدود شده است و پس از مدتی نیز از کنار هم بودن لذت نخواهند برد؛ زیرا صرفاً به کار و انجام مسئولیت می پردازند و احساس می کنند در قبال آنچه در زندگی انجام می دهند چیزی نمی گیرند. پس احساس قربانی بودن و عدم توجه کرده و ادامه زندگی برایشان دشوار خواهد شد.
بدین ترتیب با کمترین اختلاف و مشکلی، احساس ناکامی و شکست کرده و انگیزه ای برای تلاش و حل مشکل در خود نمی بینند.
کار برای زندگی
همیشه به هم می گوییم من صبح تا حالا کار کردم برای رفاه شما.صبح تا به حال در خانه زحمت کشیده ام به خاطر شما.
این به خاطر شما و رفاه شما کجاست؟
وقتی تمام وقت خود را به کار کردن اختصاص می دهیم و خسته تر از آنیم که به چیز دیگری فکر کنیم به خاطر کار کردن داریم زندگی می کنیم نه به خاطر زندگی.
وقتی خستگی کار بیرون را به منزل می آورید و بی حوصله هستید، پس از مدتی استرس بیشتری نیز در فضای خانه حکم فرما می شود و به دنبال ان حرف کمتری نیز برای تبادل با همسرتان دارید. پس فاصله میان شما بتدریج بیشتر می شود.
به یاد داشته باشید که خانه باید همواره محلی برای آرامش و راحتی اعضای خانواده باشد تا در ان استرس کار ، جای خود را به احساس امنیت و شادی بدهد.
کار می رود، همسر می ماند
محل زندگی و کار را همواره می توان با کمی تغییرا پیدا کرد. اما یافتن همسر مناسب ، کار بسیار دشواری است. از طرفی پس از بازنشستگی چه خواهید کرد؟ چه کسی در کنارتان خواهد بود؟ همسرتان یا شرکت و یا اداره ای که در آن کار می کنید؟
آیا تا به حال راجع به این موارد فکر کرده اید؟
برای بسیاری افراد استرس و خستگی ناشی از کار ، بخشی دائمی از وجودشان شده است و تمام فکر و ذهنشان را به خود مشغول کرده است؛ بنابر این از لحظه ای که به خانه می رسند، با سردی صحبت می کنند و یا به دنبال هر مساله یا بحثی به سرعت به دنبال مقصر می گردند تا احساس ناراحتی خود را به همه نشان دهند و غیر مستقیم بیان کنند که خسته هستند و حوصله حرف یا کاری را ندارند.البته طبیعی است که در شهر شلوغ و پرترافیک و پس از چندین ساعت کار مداوم، انسان خسته می شود؛ اما می توان در خصوص استرس و نگرانی هایمان با همسرمان صحبت کنیم. می توانیم در کنار همسرمان در ضمن نوشیدن یک فنجان چای داغ، به گوش کردن یک موسیقی زیبا و روح نواز یا دیدین یک برنامه جالب تلویزیونی بنشینیم. البته این موارد در صورتی است که حوصله خارج شدن از منزل و گشتن در شهر را نداشته باشید.
سلام به امنیت
اگر اخلاقتان طوری باشد که برای روزهای تعطیل مشکل داشته باشید و همسرتان دعا کند زودتر این روز به پایان برسد و شما دوباره سرکارتان بروید وای به حالتان.
باید بدانید خیلی از خوشبختی فاصله گرفته اید.خانه باید برای هردو شما محل امنیت باشد. سختی ها و گلایه ها و نگرانی ها را باید پشت در بگذارید و با ورود به منزل به امنیت و آرامش سلام کنید.
خانه را باید به معنای نقطه پایان ناراحتی ها بدانیم.
اگر هنگام برگشتن به منزل در این فکر باشیم که امروز چه وسایلی را تعمیر کنیم و چه زمانی باید به مدرسه فرزندمان سر بزنیم، یا اینکه چقدر به موعد اجاره خانه باقی مانده ، بدیهی است که با رسیدن به خانه هم خودمان احساس راحتی نخواهیم کرد و هم این احساس را نیز از همسرمان خواهیم گرفتو محبتی را که حق یکدیگر است، از همدیگر دریغ خواهیم کرد. با این شرایط آیا می توان احساس خوشبختی کرد؟
سعی کنید همواره بین کار و زندگی تعادلی برقرار کرده و هر یک را در جای خود قرار دهید. بگذارید ازدواج به عنوان مرهمی برایتان باشد تا بتوانید با انگیزه و شادابی بیشتری کار کنید نه این که کارتان باعث شود که هم به جسم و روحتان و هم به ازدواج و زندگی مشترکتان آسیب وارد شود. اگر همسرتان از آن خانم هایی است که به محض ورود شما به خانه گله و شکایت را آغاز می کند و لیست بلند بالایی از کارهایی را که باید انجام بدهید جلوی شما ردیف می کند باید خیلی جدی با او صحیت کنید و از او بخواهید لیست را بعد از رفع خستگی ارائه کند. مهم این است که به کار یکدیگر احترام بگذارید و مراقب او قات مغتنم با هم بودن باشید که با خوشی بگذرد.
منبع:روزنامه جام جم(ضمیمه چاردیواری) |