تبليغاتX
نکته های جالب زندگی
نکته های جالب زندگی

زندگی زیباست ای زیبا پسند.......زیبه اندیشان به زیبایی رسند


قدر زندگی مشترکتان را بدانید

ارزش زندگي مشترك

 

          من آماندا، داراي مدرك كارشناسي ارشد در رشته نرم افزار رايانه هستم. والدينم چند سال قبل از دنيا رفته اند. من تنها زندگي مي كنم و مجرد هستم.

          با توجه به اينكه پس از پايان دبيرستان هميشه كار مي كرده ام، حالا مالك يك آپارتمان  و اتومبيل و پس اندازي مختصر در بانك هستم و هنوز هم كار مي كنم. دوستان خوبي دارم كه گاهي دور هم جمع مي شويم و فارغ از مسائل دور وبر و مشكلات ، اوقات خوشي را مي گذرانيم. من خواهري دارم كه 7 سال از من كوچكتر است . برعكس من كه هرگز ازدواج نكرده ام او خيلي زود ازدواج كرد و حالا يك دختر كوچك زيبا نيز دارد.

          گاهي اوقات كه تنهايي عذابم مي دهد،با خودم مي گويم كاش الان فرزندي داشتم كه برايش غذا درست مي كردم ، لباس هايش را مي شستم، اتاقش را مرتب مي كردم و كاردستي مدرسه اش را باهم درست مي كرديم.

          كاش ازدواج كرده بودم و همدمي داشتم و مي دانستم در هر مرحله از زندگي كنارم است. كسي كه به منافع زندگي مشتركمان فكر مي كند، كسي كه منتظرش هستم تا يك چاي داغ در كنارش بنوشم.

          به نظر من، زندگي زيباييهاي فراواني دارد اما متاسفانه خواهرم مانند من به زندگي نگاه نمي كند.

          او از همه چيز ناراضي است. از اين كه چرا برادر همسرش بيشتر از همسر او  به همسرش علاقه دارد. از اينكه چرا فرزند او لجبازتر از بعضي بچه هاي هم سن و سالش است. چرا پدرمان در زمان زنده بودن بيشتر به فكر ما نبوده و چرا ...

          هفته پيش، وقتي خواستم حال خواهرم را بپرسم ، ديدم گريه مي كند و مي گويد كه زندگي اش به آخر رسيده. مي خواهد از همسرش جدا شود، زيرا همسرش در هيچ زمينه اي مطابق ميل او عمل نمي كند و هزاران مورد ديگر.

          از او پرسيدم كه آيا واقعا تصميمش را گرفته و او گفت:« بله. ديگر نمي توانم او را تحمل كنم. اگر تنها باشم راحت تر خواهم بود.»

          به او گفتم در اين مورد آخر چندان مطمئن نباشد، زيرا من تنهايي را تجربه كرده ام و لذتي آز آن نبرده ام.

          او گفت:« آيا ازدواج من ارزش ادامه دارد؟»

          به او گفتم فكر مي كنم هر ازدواجي ارزش حفظ ادامه دارد. البته بسياري از همسران وقتي به مشكل مي افتند، از خود مي پرسند آيا ازدواجشان ارزش ادامه دادن دارد يا خير.

          زيرا حفظ ازدواج يعني زندگي بخشيدن به يك رابطه و طلاق يعني مرگ رابطه. پس بديهي است كه هر كمكي به زنده كردن و شادابي رابطه ارزش تلاش را دارد.

          از طرف ديگر، در هر ازدواجي روزهايي سرشار از محبت و علاقه و جود داشته.

علاقه و ارتباطي منحصر به فردكه ديديني و لذت بخش بوده. حتي اگر در كل زندگي مشترك اين روزهاي پر از محبت به عدد انگشتان دست برسد، از آنجايي كه عشق ارزش حمايت دارد، زندگي مشترك نيز چنين ارزشي دارد.

           به او گفتم هر ازدواجي ارزش ادامه دارد، زيرا نفس ازدواج نشانگر علاقه به تعهد و مسووليت هايي زيباست. علاقه و اراده براي ساختن يك زندگي جديد، مفهوم ديگري به زندگي افراد مي بخشد. انگيزه و اميد را در دل افراد تقويت مي كند. طرفين از يك روح معنوي براي آغاز زندگي كمك مي خواهند، پس چطور مي توان در نيمه راه از اين روح بزرگ معنوي غفلت كرد.

          مشكلاتي كه در زندگي ايجاد مي شود ، به هيچ وجه يك طرفه نيست و در واقع ماليات روزهاي خوش است. افراد بايد ياد بگيرند در كنار هم باشند تا بتوانند از روزهاي سخت گذر كنند.

          يك لحظه دقيق تر فكر كنيد. ببنيد ازدواجتان واقعا چه معنايي دارد و شما از آن چه مي خواهيد. فكر كنيد اگر آن را تقويت كنيد و پايه هاي آن را به جاي خرابي مستحكم كنيد، چه مي شود؟

          فكر كنيد چه امكاناتي داريد . چه نكات مثبتي در همسرتان هست كه شايد پيش از ازدواج به خاطر آنها تصميم به ازدواج با او گرفته ايد؟ آيا نمي توانيد روي آن جنبه هاي مثبت فكر كنيد؟

           واقعا ارزش دارد با يك ويراني ، زندگي خودت- همسر و فرزندتان تباه شود؟ فرزندي كه به خاطر خودخواهي شما در مراحل مختلف زندگي احساس نا امني ، نا كامي و تاسف كند؟ خودتان قضاوت كنيد. زندگي را مي خواهيد يا ويراني را؟  اگر همين تلاش خود را به جاي طلاق براي استواري زندگي صرف كنيد، نتيجه بهتر نمي گيريد؟

          خواهرم كمي فكركرد و گفت بايد برود. چند روز بعد با من تماس گرفت و گفت: « راست مي گفتي وقتي تمام تلاشم را براي رضايت همسرم صرف كردم، ديدم كه او آن فرد بي ملاحظه اي كه فكر مي كردم نيست و برخورد مرا با واكنشي هرچند ضعيف اما مثبت پاسخ مي دهد.

          منبع : روزنامه جام جم ( ضمیمه چار دیواری )

چهارشنبه نهم دی 1388 توسط یاس سپید |

حکمت خداوند

حكمت و بركت

          من از خدا خواستم كه زشتي هاي وجود مرا از بين ببرد.

          خدا گفت:« نه آنها براي اين در تو نيستند كه من آنها را ازبين ببرم، براي اين هستند كه تو در برابرشان استقامت به خرج دهي.»

          من از خدا خواستم كه سلامتي و هماهنگي بدنم را كامل سازد.

          خدا گفت: « نه. روح تو كامل است، اما جسم و بدن تو موقتي است.»

          من از خدا خواستم كه به من صبر دهد.

          خدا گفت: « نه. صبر بر اثر سختي ها به دست مي آيد. شكيبايي و صبوري دادني نيست بلكه به دست آوردني است.»

          من از خدا خواستم به من خوشبختي دهد.

          خدا گفت: « نه. من به تو بركت مي دهم، اما خوشبختي به خودت بستگي دارد.»

          من از خدا خواستم تا از درد و رنج رهايم كند.

          خدا گفت: « نه. درد و رنج تو را از اين جهان دور و به من نزديك تر مي كند.»

          من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد.

          خدا گفت: « نه، تو خودت بايد رشد كني، اما من تو را كمك مي كنم تا ميوه دهي.»

          من از خدا خواستم به من چيزهايي بدهد كه زندگي را دوست داشته باشم.

          خدا گفت :« نه، من به تو زندگي مي بخشم تا تو از همه لحظات آن لذت ببري.»

          نهايتا من از خدا خواستم كه كمكم كند تا ديگران را همان طور كه هستند و او آنها را دوست دارد، دوست داشته باشم.

          خدا گفت:« سرانجام حكمت را آموختي.»

          امروز روز توست. پس آن را هدر نده تا خداوند نيز به تو بركت دهد. وقتي آنچه را رخ مي دهد درك كني و به مردم محبت كني بركت خواهي يافت.

         

منبع: روزنامه جام جم( ضمیمه چاردیواری)

 

 

 

 

 

سه شنبه یکم دی 1388 توسط یاس سپید |

نگاهی به اختلال رفتاری سوظن

من به همه شك دارم!

 

        وقتي با آن لهجه شيرين مخصوص به خودش صدا را پايين آورد و يواشكي شوهرش را نشان مي دهد و مي گويد كه « دلش كثيف است »  غمي بزرگ در دل اطرافيان مي نشيند وسنگيني روزهاي تلخي كه مي توانست شيرين باشد به يادشان مي آيد.

          چادرش را خيلي سفت دور صورت پيچيده ، طوري كه چروك هاي دور چشم را عميق تر كرده است؛ همين چين و شكن ها را نشان مي دهد و مي گويد از وقتي يادش مي آيد شوهرش هميشه سايه به سايه دنبالش بوده و مثل دختري كه قرار نيست  هيچ وقت  بزرگ شود همه چيز را به او ديكته مي كرده است.

          اينجا نرو، چرا رفتي؟ چرا نرفتي؟ نگاهت كجا بود؟ از من بد مي گفتي؟ چه نقشه اي داري؟ چراتنها مي روي؟ به صلاحت است كه من هم بيايم، كسي داشت نگاهت مي كرد؟ با فلاني خيلي مي خندي، در خانه بماني خيالم راحت تراست، در خانه را كه قفل كنم امنيت بيشتر مي شود و هزار جور حرف ديگر.

          او همه اينها را مو به مو تعريف مي كند و آهي مي كشد كه يعني هيچ لذتي از زندگي نبرده ام. اگر خوب به دور و برمان نگاه كنيم  زيادند كساني كه وقتي پاي حرفشان مي نشيني از سايه سنگين نگاه هاي بدبينانه اي مي گويند كه هميشه آنها را پاييده اند  و غل و زنجيرهايي نامريي به دست و پايشان بسته اند.

          فرقي نمي كند كه يك آدم بدبين چه نسبتي با ما داشته باشد چون او هركسي كه باشد به هر حال گذران دقايق با او كه سوء ظن از چشم هايش مي بارد هم تلخ و هم سخت است، مخصوصا اگر گريزي از او نباشد.

          بدبيني ، زن و مرد نمي شناسد و مي تواند به جان هركسي بيافتد تا آنجا كه او را تبديل به دور بيني كند كه همواره در حال كنترل كردن ديگران است. افراد شكاك و بدبين شايد خودشان ندانند ولي آنها آدم هاي كسالت آوري هستند با توجيهات بي منطقشان فقط غم را به دل ديگران مي نشانند.

          ما حصل زندگي، حركت و تكامل در بستر زندگي گروهي است اما وقتي پاي بدگماني به آن باز مي شود اعتمادها در هم مي شكند و پيوندها مي گسلد. آنان كه در علم روانشناسي حرفي براي گفتن دارند هم نوا با هم براين اعتقادند كه در جمعي كه ديدگاه منفي و گمانه زني هاي بي دليل درمورد ديگران امري عادي و رايج است دوستي و محبت از ميان آنها رخت مي بندد و غيبت ها شروع مي شود.

          كسي كه سوءظن دارد ذهنش پر است از افكار منفي كه اگر چه تير اين افكار را به سمت ديگران نشانه مي گيرد ولي ندانسته به جنگ خود بلند شده است همان چيزي كه در روانشناسي اين طور تعبيير مي شود كه اگر ما به طور مداوم انديشه هاي منفي را در سر بپرورانيم و از كاه ، كوهي  بسازيم چيزي نمي گذرد كه اين افكار بر ما مسلط مي شوند و بي آنكه بدانيم بخش زيادي از توانايي هايمان به هدر مي رود.

          همين مي شود كه ما مغلوب جنگي خودخواسته مي شويم كه بي حوصلگي، افسردگي، عصبانيت و ناتوانايي هايمان به هدر مي رود.

          به همين جهت است كه هيچ كس ترديدي ندارد كه بدبيني سرچشمه بسياري از ناراحتي هاي رواني و سبب ساز اصلي اضطراب و نگراني است چون كسي كه به همه شك دارد نخست  خودش انساني غمگين و خود خور مي شود و سپس سعي مي كند اطرافيان را هم شبيه خودش كند.

          آدم هاي بدگمان معمولا گوشه گير هم هستند به همين خاطر از همنشيني با ديگران كه مي تواند شادي بخش باشد دوري مي كنند و نمي دانند كه فرو رفتن در تنهايي فقط رشد و تكامل فكرشان را متوقف مي كند. اما اگر آدم هاي شكاك بدانند كه در مذهب نيز سوءظن چيزي جز غيبت قبلي و باطني نيست شايد به حرمت اخلاق، دست از اين كار بكشند.

 

  منبع: روزنامه جام جم ( ضمیمه چاردیواری)

شنبه بیست و هشتم آذر 1388 توسط یاس سپید |

گفتگو،گفتگو،گفتگو!!!!!!

(( گفتگو )) از مباني خوشبختي است

        گفتگو فقط راهي براي رسيدن به مقصد نيست، بلكه خودش هدف و مقصد است. به عبارت ديگر، گفتگو در ازدواج مي تواند به برقراري ارتباط مثبت و حل مشكلات كند و يكي از 4 نياز مهم احساسي ما برآورده كند و آن نياز به صحبت كردن با فردي است. زماني كه مي دانيد چگونه اين نياز همسرتان را برآورده كنيد، مي توانيد بر محبت ميان خود و همسرتان نيز بيافزاييد.

         وقتي به جايي برسيد كه احساس كنيد تمام حرف هاي شما و همسرتان تكراري شه چه مي كنيد؟ و از آن بدتر اگر ببينيد همسرتان شما را به خاطر منظوري كه هرگز نداشته ايد مقصر مي داند و مسائل را جور ديگري تفسير مي كنيد چه خواهيد كرد؟

           اين اتفاق بين بسياري از زوج ها مي افتد و گفتگو ها جذابيت و مفهوم خود را از دست مي دهند. شما و همسرتان به دلايلي مرتب حالت دفاعي به خود مي گيريد و احساس مي كنيد نه تنها ديگر حرف ها ، بلكه احساسات يكديگر را نيز درك نمي كنيد. پس سعي مي كنيد هرچه ممكن است كمتر حرف بزنيد.

          جالب است بدانبد كه گفتگو بويژه در ازدواج آنقدر مهم است كه بيشتر افراد شريك زندگي خود را بر اساس صحبت ها و بيان عقايدش انتخاب مي كنند.

          آنچه بايد بدانيد اين است كه ويژگي هاي يك گفتگوي خوب چيست؟ دشمن يك گفتگوي خوب چيست و چه چيزهايي مي تواند گفتگورا به جاهاي بدي بكشاند؟

 

شرايط گفتگوي خوب

          اگر خوب فكر كنيد، خواهيد ديد يكي از راه هايي كه شما را براي همسرتان مطلوب مي كند، اين است كه در گفتگو ها از همسرتان حمايت كنيد و به تحسين و تمجيد او بپردازيد. درك متقابل و همدلي اهميت بسياري دارد و انگيزه گفتگو را افزايش مي دهد.

          از طرفي شما نياز داريد كه از محبت و توجه همسرتان به خود مطمئن شويدتا بتوانيد عقايد و احساسات خود را با او در ميان بگذاريد.

          وقتي با يكديگر صحبت مي كنيد، درواقع قصد داريد يكي از نيازهاي مهم خود را كه نياز به گفتگو است ، برآورده كنيد. پس اگر اين كار را آموخته باشيد ، هم گفتگوي دلنشيني خواهيد داشت كه طرف مقابل را خسته نمي كنيد، هم نيازتان به بهترين شكل برطرف مي شود.

 

جنبه اخباري و درك متقابل

          يكي از ويژگي هاي گفتگوي خوب، دادن اطلاعات به طرف مقابل و درك اوست. شما و همسرتان همه چيز را درباره يكديگر نمي دانيد، اما گاهي اوقات به دلايلي مانع از دادن اطلاعات نيز مي شويد و اين موجب كسل كننده شدن بحث مي شود.

          مي توانيد در مورد گذشته خود و خاطراتي كه داشته ايديا در مورد تجربياتي كه در زمان حال كسب مي كنيد يا حتي برنامه هايي كه براي آينده داريد، با همسرتان صحبت كنيد و واكنش ها و غكس العمل هاي او را در مورد اين برنامه ها ببينيد و از احساسي كه نسبت به انها دارد آگاه شويد. شما با بستن پيوند ازدواج نسبت به يكديگر متعهد مي شويد، پس براي اين تعهد نياز به آموختن مهارت هاي همكاريو تعامل داريد.

          اين كه از چهارچوب يكديگر آگاه باشيد، باعث مي شود بتوانيد بال هاي پرواز خود را بسازيد، بدون اين كه بال هاي طرف مقابل را باشكستن حريم هايش بشكنيد!

          حالا شايد اين سوال پيش بيايد كه حالا چرا فقط اطلاعات ندهيم؟

          اطلاعاتي كه بيشتر افراد مي دهند، راجع به خود و احساسات عميقشان نيست، زيرا طرف مقابل علاقه و رغبتي به آنها نشان نمي دهد. پس اگر شما نسبت به همسرتان كنجكنوي نشان ندهيد، او نيز تمايلي به دادن اطلاعات به شما نخواهد داشت و روند گفتگو مختل مي شود.

 

اعتماد مهم است

          اعتماد در روابط ميان افراد بويژه همسران نقش قابل توجهي دارد.فرد قبل از اينكه راجع به خود و احساساتش با شما صحبت كند، بايد به شما اعتماد داشته باشد.

          البته وقتي پاي گفتگو ي موثر در ميان باشد، هر دو طرف بايد در مورد مسائل ، تفكرات، برنامه ها و تجربيات  خود با يكديگر صحبت كنند و هر دو نيز بايد نسبت به شنيده ها واكنش ناسب نشان دهند. در غير اين صورت، صميميت لازم ايجاد نمي شود و نياز احساسي به گفتگو تامين نخواهد شد.

 

درك و همدلي

          پس از ايجاد رغبت به دادن اطلاعات و ردو بدل كردن اطلاعات،نوبت به احساس همدلي و درك مي رسد. درك دو طرفه احساسات، پايه گذار انگيزه و محبت بيشتر خواه بود. بدين ترتيب، موانع احتمالي از بين مي رود و از نظر روحي بيشتر به يكديگر نزديك خواهيد شد. زيرا هيچ يك از شما دليلي براي پنهان كردن مسائل و حتي نقطه ضعف هاي خود از طرف كقابل نداريد.

 

پرداختن به نكات مورد علاقه طرف مقابل

          اگر دقت كرده باشيد، جهت اصلي هر گفتگويي را موضوع و عنوان ان مشخص مي كند و همه ما برخي موضوعات را بيشتر از برخي ديگر مي پسنديم.

          وقتي صحبت مي كنيم ، بت علاقه و واكنش همسرمان مي توانيم دريابيم كه او از طرح چه موضوع هايي بيشتر لذت مي برد و باگفتگو در مورد آنها بحث را لذت بخش تر مي كنيم.

          اما نكته اينجاست كه اسن علايق نيز تغيير مي كنند. شايد موضوعاتي كع چند سال يا حتي چند وقت قبل براي همسرتان جالب بوده، حالا بنابر شرايط و وضعيت حاكم جذابيتي برايش نداشته باشد.شايد موضوعاتي كه زماني براي او چندان جالب نبوده و يا حتي خسته كننده به نظر مي رسيدند، حالا او را به سمت خود جذب مي كنند. پس نمس توان انتظار داشت موضوعي كه در اوايل ازدواج همسرمان را خوشحال مي كرد، حالا پس از گذشت چندين سال باز هم مورد توجه او باشد. از اين رو بايد مرتب از علايق و مشغوليت هاي همسرمان آگاه شويم. وقتي همسرمان ببيند كه ما از آنچه دوست دارد اطلاع داريم و به آن مي پردازيم ، خوشحال مي شود و اين انرژي مثبت بر صميميت ميان ما مي افزايد.

          اما اگر با وجود اين كه مي دانيم طرف مقابل به چه موضوعاتي علاقه مند است، باز هم وقتي راجع به آن صحبت مي كنيم گفتگويمان خسته كننده مي شود، چه بايد بكنيم؟

          بهتر است در اين صورت به مسائلي بپردازد كه براي  هر دو جذاب باشد تا هر دو نسبت به آن هيجان و واكنش مناسب نشان دهيد. توافق و هماهنگي در اين ميان بسيار اهميت دارد و بايد از طرح مسائلي كه به دلايل كاري يا شغلي فقط براي خودتان اهميت دارد، بپرهبزيد.

 

تعادل در گفتگو

          گفتگو مانند يك خيابان دو طرفه است؛پس سعي در يك طرفه كردن آن نكنيد. اگر هر يك از همسران بخواهند تنها گوينده يا تنها شنونده باشند، اصل گفتگو دچار مشكل مي شود. هرگز صحبت طرف مقابل را قطع نكنيد. منتظر شويد تا حرفش تمام شود، سپس صحبت كنيد و زماني كه يكي از شما احساس ميكند مدام در حال صحبت است و به عبارتي پر حرفي مي كند، بهتر است خودش مكسي كند تا طرف مقابل نيز فرصت ابراز عقيده و اظهار نظر پيدا كند. وقتي هر دو طرف در گفتگو شركت كنند، برايشان لذت بخش تر خواهد بود.

 

   منع: روزنامه جام جم(ضمیمه چاردیواری)

 

         

یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 توسط یاس سپید |

قهر و آشتی زیر یک سقف

قهر و آشتي زير يك سقف

 

          وقتي 2 نفر از 2 جنس متفاوت و با 2 فرهنگ متفاوت زير يك سقف مي روند و زندگي مشتركشان را شروع مي كنند، حتما اختلاف نظرهايي پيدا مي كنند. اين اختلاف نظرها گاه به صورت مشاجره و دعوا ظاهرمي شود.دعوا و جرو بحث در زندگي زناشويي اجتناب ناپذير است، اما دليل و چگونگي آن و نتيجه اي كه از آن حاصل مي شود اهميت دارد. گاهي ممكن است با يك بحث ، افراد به اشتباه خود پي ببرند يا بيشتر از همسر خود دور شوند. گاهي زندگي زناشويي دستخوش دعواهاي پي در پي زن و شوهر مي شود و شيريني خود را از دست مي دهد. ندانستن اينكه چگونه با همسر خود آشتي كنيم نيز باعث مي شود كه قهرهاي ما طولاني شود و اين وقفه در ارتباط، به زندگي زناشويي لطمه وارد كند. براي اينكه زندگيمان پر از اين دعواها نشود، بايد به برخي نكات دقت كنيم و از بعضي مسائل آگاه شويم.

 

 

دعوا آفت زندگي زناشويي

 

 

          بعضي دعواها براي زندگي زناشويي ايجاد خطر مي كند و روابط زن و شوهر را تحت تاثير خود قرار مي دهد. به عنوان مثال، بعضي دعوا ها عادت مي شوند. گاهي زن و شوهرها شرطي مي شوند و سر مسائل خاصي هميشه دعوا مي كنند. اين زن و شوهرها عادت نكرده اند كه مشكلات خود را حل كنند، بلكه فقط دعوا كردن را يادگرفته اند. شايد از زبان خيلي ها شنيده ايد كه دعواي ما سر پول است يا دعواي ما هميشه سر خانواده همسرم است. ما بايد يادبگيريم كه مشكلاتمان را همان ابتداي زندگي حل كنيم، نه اينكه هميشه سر يك موضوع با هم دعوا كنيم.

 

          بعضي دعواها به بهانه هاي واهي و كوچك اتفاق مي افتند. برخي افراد در زندگي يا در مقاطعي از آن، بهانه جو مي شوند يا به دليلي كه نمي توانند آن را بيان كنند، بهانه هاي ديگر مي گيرند و دعوا راه مي اندازند. اين افراد باعث مي شوند همسرشان به شدت عصبي و سردرگم مي شود و او را به عنوان انساني غيرمنطقي و بهانه جو بشناسد. اين دعواها يكي از مضر ترين دعواهاست و به رابطه زناشويي لطمه وارد مي كند.

 

          دعواهايي كه به دليل سو‌ء تفاهم است، معمولا به خاطر عجول بودن افراد و زود قضاوت كردن آنها رخ مي دهد؛ به طوري كه بعد از يك اتفاق يا يك گفتگو، فرد منظور همسرش را اشتباه مي فهمدو پيش خود قضاوت نادرستي انجام مي دهد و اين مساله باعث دعوا بين آنها مي شود.

 

          در بعضي دعواها حرف اتفاقات گذشته پيش كشيده مي شود. افراد به هردليلي با هم جرو بحث مي كنند و ماجراهاي گذشته را پيش مي كشند تا طرف مقابل رابيشتر مقصر جلوه دهند. آنها شخصيت طرف مقابل را هدف قرار مي دهند و اگر همسرشان هم اشتباهاتش را تكرار كند، ممكن است دعوايشان طولاني و خسارات آن جبران ناپذير شود.

 

          گاهي همسران بر سر مسائلي كه همسرشان در آنها مقصر نيست، دعوا كنند؛ مثل دعواهايي كه بر سر خانواده ها پيش مي آيد.وقت يكي از همسرش گله مند است كه چرا مادرت يا هر كس ديگري اين حرف را زد، يادش رفته است كه همسر او يك انسان مستقل است و مسوول حرف ها و اعمال ديگران نيست.

 

 

دعوا نه، حل مشكل آري

 

          براي اينكه از انواع دعواها دوري كنيد، يادتان باشد كه براي اينكه به توافق برسيد و مشكلي را حل كنيد دعوا مي كنيد. البته آنقدر بايد روي خود كنترل داشته باشيد كه اين دعوا هارا به گفتگوهاي دوستانه تبديل كنيد، نه جرو بحث هاي با عصبانيت. هيچ وقت در ميان دعوا به همديگر توهين نكنيد، چون اين توهين ها ممكن است هيچ وقت از ياد طرفين نرود. هيچ گاه كارهاي جبران ناپذيري مثل كتك زدن، شكستن اشيا يا داد و بيداد كردن را مرتكب نشويد، چرا كه اين اعمال توجيه ناپذير و غيرقابل جبرانند. زندگي را به ميدان جنگ تبديل نكنيد و به هر قيمتي به دنبال پيروز شدن نباشيد. فراموش نكنيد كه در مقابل شما همسرتان قرار دارد؛ كسي كه شما عاشق او هستيد. نگذاريد اين عشق تحت شعاع مسائل فرعي قرار گيرد و رفته رفته از بين برود. اگر قبل، در طول و حتي بعد از دعوا متوجه شديد كه اشتباه از شماست، حتما اشتباه خود را بپذيريد. عذر خواهي كنيد و به دنبال جبران آن باشيد. با انكار اشتباه خود تنها كار خود را دشوارتر مي كنيد و دعوارا شديدتر.

 

          اگر همسرتان اشتباهي مرتكب شده است ، با ملايمت برخورد كنيد و بدون اينكه او را متوجه اشتباهش كنيد، به سراغ مجازات نرويد. اختلاف نظرها و اشتباهاتي كه سهواً رخ مي دهند، قابل تذكر و گذشت اند.پس شما نيز سخت گير نباشيد و همسرتان را راحت ببخشيد.

 

          فكر كنيد براي چه در حال دعوا كردن با همسرتان هستيد. آيا دليلي منطقي داريد يا سر مساله اي پيش پا افتاده اوقات خود را تلخ كرده ايد. با كمي فكر و صبر كردن، شايد مشكلتان با يك گفتگوي كوتاه حل شود، اما بدون فكر و صبر شايد دعوايي طولاني با همسر خود پيش رو داشته باشيد. قبل از مواخذه، منظور همسرتان را از حرف يا عملي كه انجام داده بپرسيد؛ شايد دچار سوء تفاهم شده باشيد. مسائل كوچك زندگي، وقتي روي هم جمع مي شوند باعث از كوره در رفتن يكي از دو طرف مي شوند، پس مسائل تان را هرچند كوچك، حل نشده باقي نگذاريد و اجازه ندهيد چيزي روي دلتان سنگيني كند. در ميان دعوا هيچ وقت به گذشته برنگرديد و مسائل گذشته را پيش نكشيد تا از بحث خود بهترين نتيجه را بگيريد و مشكل را حل كنيد.

 

           گاهي افراد به دليل مشكلاتي كه در محل كار يا با كس ديگري غير از همسرشان دارند، با او دعوا مي كنند و بهانه مي گيرند. اگر عصبي ياناراحتيد، مي توانيد مشكل خود را به همسرتان بگوييد و از او كمك بخواهيد. مي توانيد به او بگوييد كه در حال حاضر عصبي هستيد و احتياج به استراحت داريد. شما حق نداريد كه همسرتان را در مورد هر اتفاقي هدف قرار دهيد و با او دعوا كنيد.

 

          مسائلي را كه گفته شد، به خاطر بسپاريد و هنگام عصبانيت به آنها فكر كنيد تا با دعواهاي بي مورد و اشتباه به زندگي تان آسيب نرسانيد.

 

          اگر با همسرتان قهر كرديد، مراقب باشيد كه مدت قهرتان طولاني نشود؛ چون هردوي شما خسته مي شويد و انگيزه تان براي آشتي كردن كم مي شود. كينه اي نباشيد و سعي كنيد اشتباهات همسرتان را فراموش نكنيد. براي آشتي كردن تعلل نكنيد. اگر اشتباه از شما بوده، عذر خواهي كنيد و اگر همسرتان اشتباه كرده او را ببخشيد و هرچه سريع تر آشتي كنيد. غرور در زندگي زناشويي با عشق ميان همسران بي معني است. خودتان مشكل را حل كنيد نه واسطه ها، چون هيچ كس به اندازه خودتان از زندگي شما شناخت ندارد و معمولا ورود واسطه ها كار را بدتر مي كند. يادتان باشد به هيچ وجه خانه خود را ترك نكنيد و همسرتان را تنها نگذاريد. در عصبانيت، حرف طلاق و جدايي به ميان نياوريد. چه بسا زندگي هايي كه از سر لجبازي و تصميم هاي هنگام عصبانيت، به جدايي ختم شده اند. شما انسان بالغ و عاقلي هستيد اگر اين را قبول داريد، پس بايد بتوانيد با گفتگو و ملايمت مشكلات خود را حل كنيد، شخصيت همسر خود را بشناسيد و براساس شخصيت او رفتار كنيد. مثلا اگر هنگام عصبانيت با يك ليوان آب آرام مي شود يا مي خواهد تنها باشد تا عصبانيتش بخوابد، شرايط را برايش فراهم كنيد. بلافاصله جواب او را ندهيد تا دعوا راه نيافتد و به قهر منجر نشود.اگر همسرتان با شما قهر كرد، درصدد انتقام برنياييد و قهر نكنيد. سعي كنيد همسرتان را نيز از لاك قهر درآوريد و به حل مشكل بپردازيد.

          زندگي آنقدر كوتاه است و ما در دنيا آنقدر تنهاييم كه اگر كمي فكر كنيم، لحظه اي بودن با همسرمان را كه عاشقانه او را دوست داريم، از دست نخواهيم داد و عمر گرانبهاي خود  و همسرمان را با قهرها و جرو بحث هاي كودكانه طلف نمي كنيم.

 

 

  منبع: روزنامه جام جم( ضمیمه چار دیواری)

سه شنبه هفدهم آذر 1388 توسط یاس سپید |




ahvaz202002@yahoo.com

هفته دوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386

RSS 2.0

Designed By ParsTheme