نکته های جالب زندگی

زندگی زیباست ای زیبا پسند.......زیبه اندیشان به زیبایی رسند


این عصبانیت لعنتی

اين عصبانيت لعنتي

          امكان ندارد كه ما آدمهاي روي زمين عصباني نشده باشيم، همه و همه ما شايد بارها و بارها حس عصبانيت را تجربه كرديم و معمولاً خاطره خوبي هم از اين حس نداشته ايم نداشته ايم يا دست كم تصميماتي كه در لحظه عصبانيت گرفته ايم تجربه خوبي نبوده اند.

عصباني شدن بسيار كار ساده اي است. هر محرك كوچكي مي تواند شما را عصباني كند.

اگر همسر شما فراموش كند كه لباس مورد نظرتن را اتو كند ، اگر همكار شما محيط اداره را غم انگيز و دلگير كند و يا اگر پروازتان لغو شود همه اين محرك ها مي توانند به راحتي شما را عصباني كنند.

به علاوه نگران شدن، احساس ناراحتي كردن و يا حتي يادآوري خاطرات ناخوشايند مي توانند باعث بروز عصبانيت شوند. درواقع هر مشكلي چه كوچك و چه بزرگ مي تواندانسان را از كوره به در كند.

البته برخي افراد طبيعتاً عصباني تر از سايرين هستند. اين افراد اغلب با ژن بدخلقي متولد مي شوند. آنها نسبت به مشكلات ، تحمل و بردباري كمتري دارند،نمي توانند از عوامل آزار دهنده روزانه به آساني بگريزند و اغلب جانب عصبانيت را ترجيح مي دهند.

          اين خلق و خو به انها احساس قدرت مي دهد. درواقع احساس انها از خودشان به توانايي انها در عصباني شدن مربوط مي شود.

مضرات عصبانيت

          براي اينكه اين مطلب را از همين جا ول نكنيد و تا آخرش بخوانيدلازم است كمي از مضرات عصباني شدن بدانيد.از محرك هاي خفيف گرفته تا پرخاش هاي شديد، عصبانيت ضربان قلب و فشار خون را افزايش مي دهد. اما گاهي اوقات حتي اثرات عصبانيت مخرب تر مي شود.

          افرادي كه غالباً احساس جوشي شدن و از كوره در رفتن دارند معمولاً دچار مشكلات فيزيكي مانند زخم معده و حمله قلبي مي شوند.

          مطالعات انجام شده از سوي محققان دانشگاه هاپكينز بر روي بيش از 1000 پزشك نشان داد كه مردان جواني كه باسرعت نسبت به يك فشار روحي و استرس با عصبانيت واكنش نشان مي دهند 5 برابر بيشتر از همسالان آرام و خونسرد خود حتي در صورت نداشتن سابقه خانوادگي دچار حملات قلبي زودرس مي شوند.

          اين عصبانيت لعنتي ما خيلي هم مهار نشدني نيست شايد اولش كمي سخت به نظر برسد اما قابل كنترل است.

          وقتي عصبانيت طولاني شود، تغييرات شيميايي در بدن همچنان ادامه مي يابد و موجب خستگي جسمي مي شود و مي تواند مشكلات متعددي براي سلامتي فرد به وجود آورد.

          عوارض كوتاه مدت آن شامل سردرد،دل درد،بي خوابي(مشكل به خواب رفتن يابيدار شدن در طي شب)،افزايش اضطراب و احساس نگراني و تشويش،صدمه ديدن در اثر درگيري،يا انجام عملي مانند مشت زدن به ديوار يا پنجره است. اما عوارض طولاني مدت آن خطرناك تر به نظر مي رسد.سكته مغزي،حمله قلبي، ابتلا به افسردگي كه حتي احتمال دارد منتهي به تلاش براي خودكشي شود، از عوارض طولاني مدت عصبانيت شمرده مي شود.مساله مهم اين است كه برخي از اين شرايط مي تواندباعث مرگ فرد شود.براساس نتايج يك پژوهش، عصبانيت بيش از ساير عوامل خطر آفرين مانند كلسترول بالا،بيماري عروق كرونر و سيگار كشيدن در ايجاد بيماري هاي قلبي موثر است. در اين پژوهش كه توسط محققان دانشگاه هاروارد انجام گرفت ، تعداد 774 نفر با متوسط سن 60 سال تحت بررسي قرار گرفتند و سطوح خصومت و عصبانيت ، چربي خون، انسولين، ناشتا، فشار خون،وزن، نوع غذا، ميزان مصرف الكل و نيز ميزان مصرف سيگار در آنها در يك دوره سه ساله مورد ارزيابي قرار گرفت.

          درپايان اين تحقيق مشخص شد كه ميزان ناراحتي رگ هاي قلبي در ارتباط با عوامل عصبانيت و خصومت در مقايسه با ساير عوامل بسيار بيشتر است.

كنترل

          حالا كه بحث به اينجا رسيده حتماً خواهيد گفت: بله! هر محرك كوچكي مي تواند ما راعصباني كند اما چگونه مي توان با آن مقابله كرد؟

          تا ده بشمريد. همه ما راجع به اين روش قديمي و محبوب شنيده ايم. چنين روشي براي كنترل احساسات، پيش از آنكه عملي انجام دهيد يا حرفي بزنيد كه از آن پشيمان شويد به شما زمان مي دهد.

          زماني كه بشدت عصباني يا غمگين هستيد، يك نفس بسيار عميق بكشيد چرا كه در شرايط عصبانيت ترشح بالاي آدرنالين ضربان قلب را افزايش مي دهد و شما را براي بگو و مگو و جدل آماده مي كند، پس كشيدن يك نفس عميق ضربان قلب را پايين آورده و قلب نيز با فرستادن يك علامت به مغز مي گويد كه ديگر ترشح آدرنالين ضروري نيست.

          از محلي كه در آن عصباني شده ايد، دور شويد اگر احساس مي كنيد با ماندن در يك محل عصبانيت شما افزايش مي يابد با ترك آن محل به خود شانس آرامش دهيد و سپس با پاشيدن چندين قطره آب بر روي صورتتان مي توانيد اندكي بالا و پايين بپريد تا عصبانيت خود را كنترل نماييد.

          به خود بگوييد من هرگز تحت تاثير محيط قرار نمي گيرم و هميشه مي توانم در سخت ترين موقعيت ها دوام بياورم . سعي كنيد بنويسيد، با نوشتن دليل عصبانيت خود و اندكي گريستن آرام مي شويد.

          عوامل عصبانيت خود را بيابيد بنابراين زماني كه در اين چنين موقعيت هايي قرار گرفتيد خود را از آن دور كنيد، پس اگر فكر مي كنيد خستگي يكي از عامل هاي عصبانيت است هرگز خود را عصباني نكنيد.بكارگيري مهارت هاي ايجاد اعتماد به نفس يا يادگيري راه حل نيز كارساز است . با دويدن، تمرين مشت زني، نرمش هاي هوازي ، عصبانيت را رفته رفته كاهش دهيد . فرياد زدن درخودرو شخصي يا در كنار امواج ساحل ، به يكباره عصبانيت را از بين مي برد. اين روش به حس ترس، ناراحتي يا اندوه كمك مي كند.

          درصورتي كه به علت گرفتاري ، تهديد و تبعيض عصباني هستيد در جامعه، مدرسه ، دانشكده، يا در برخورد با اين عوامل، قوانين و مقرراتي وجود دارد. از يك مشاور نيز مي توانيد وقت بگيريد و مراحلي را كه بايد طي كنيد از اين طريق بيابيد.

          اگر علت عصبانيت شما مشكلي در زندگي شخصي است با مشاور مشورت كنيد. اين افراد مي توانند در كشف مسائل شخصي كه به دفعات موجب بروز عصبانيت مي شوند كمك كنند.

 

منبع: روزنامه جام جم(ضمیمه چاردیواری)

سه شنبه سیزدهم مهر 1389 توسط یاس سپید |

مادر هم یک انسان است!!!!!

مادر هم يك انسان است

       مادر بودن با توصيفاتي رمانتيك و فرازميني در هم تنيده شده است. عباراتي از عشق تا سر حد فداكاري تا پاي جان مادر را توصيف مي كند اما مادر هم يك انسان است كه خسته، عصباني و ناراحت مي شود و حتي گاهي از مادر بودن خود پشيمان و افسرده مي شود.

چه مي توانيد بكنيد؟

          درميان گذاشتن احساساتتان با زنهاي ديگر كه مادر هستند، فايده هاي زيادي در حمايت و تقويت شما خواهد داشت. با در ميان گذاشتن آسيب پذيري ها و شكستگي هايشان با ساير اعضاء خانواده، باعث مي شويد كه كودكان نيز بتوانند مادرانشان را مثل بقيه انسانها دانسته كه نيازها و محروميت هايي دارند و با اين حال از آنها مراقبت كرده و آنها را دوست مي دارند.

با فرزندانتان خوش بگذرانيد

          دوست داريد كدام جنبه شخصيتي تان به عنوان يك انسان را كودكانتان بدانند؟

مادر ي ميگفت : بذله گويي و قريحه او به خاطر احساس مسئوليت و وظيفه هيچوقت مورد توجه فرزندانش قرار نگرفته است و اين يكي از مهمترين قسمتهاي هويت اين زن بود كه دوست داشت كودكانش از آن با اطلاع شوند. همين مساله باعث مي شود كه ما مادران در ايجاد رابطه با فرزندانمان خود وجودي مان را بيشتر نشان دهيم. با اين كار رابطه ما با فرزندانمان هم هيچگاه كليشه اي و يكنواخت نخواهد شد.

به خودتان هم برسيد

          زنان وقت كافي براي رسيدگي و حفظ دوستي هاي خودشان ، ورزش كردن يا ساير اهداف شخصيتشان ندارند. اما رعايت حد تعادل در اينجا مهم است. لازم نيست كه خود را كاملاً قرباني كنيد، گرچه سازش يكي از مهمترين شرايط پدر يا مادر بودن است. درست است، ممكن است نتوانيد همان برنامه ورزشي كه قبل از مادر شدن  انجام مي داديد را پيش گيريد، اما با پايين آوردن انتظاراتتان و واقع بين بودن مي توانيد هنوز هم ورزش كنيد. زنان بايد اول از شناختن مادران خود به عنوان يك انسان شروع كنند. همه ما بايد توازني بين مادر بودن و انسان بودنمان ايجاد كنيد تا بتوانيم هم مادر خوبي براي فرزندان و هم انسان كاملي براي اجتماع مان باشيم.

 

منبع:روزنامه چاردیواری(ضمیمه جام جم)

سه شنبه سی ام شهریور 1389 توسط یاس سپید |

گام به گام تا خوشبختی

گام به گام تا خوشبختي

        زندگي مشترك اغلب با سوءتفاهمات زيادي شروع مي شود. گفتگو با تعداد زيادي از زوجهاي جوان مويد اين موضوع است كه اغلب آنان نمي دانند زندگي مشترك دقيقاً چه مفهومي دارد.

          احمد، جوان 28 ساله كه 4 سال از زندگي مشتركش مي گذرد فكر مي كرد براي اينكه احترام مادرش را نگاه دارد و خداي ناكرده او تصور نكند كه همسرش براي او عزيز تر است در ابتداي زندگي مشترك هميشه در مقابل مادر از همسرش شكايت مي كرده و آنها را با هم مقايسه مي كرده است. مريم زن جواني كه 2 سال از ازدواجش مي گذرد مي گويد: قبلاً فكر مي كردم مردي كه هرچه بخواهم برايم بخرد مرا دوست دارد و به صرفه جويي اهميتي نمي دادم اما امروز واقعاً پشيمان شده ام چون ولخرجي زياد زندگيمان را عقب انداخت.

          اينها همه اشتباهاتي نيستند كه زوجهاي جوان مرتكب مي شوند اين اشتباهات به تعداد آدمها مي تواند افزايش يابد. شايد سوال خيلي از زوجها اين باشد كه چطور مي شود در زندگي مشترك كمتر به آزمون و خطا متوسل شد.

          پاسخ در تحقيقاتي است كه در سالها در مورد روانشناسي خوشبختي . ارتباط موفق انجام شده است.

 

رابطه سالم دوطرفه

          رابطه زن و شوهر بسيار ظريف و حساس است و اين رابطه زماني مي تواند يك رابطه صميمي و سازنده باشد كه اين رابطه مسالمت آميز و با رعايت حساسيت هاي يكديگر و توام با احترام متقابل باشد. مشاوران خانواده و روانشناسان معتقدند اگر كنش ها وواكنش هاي زن و شوهر مناسب و متقابل باشد صميميت و دوستي بين آنها پايدار و محكم مي شود و برعكس بي توجهي و خودخواهي به رفتارهاي صميمانه و دوستانه فرد مقابل موجب سستي و ناپايداري چنين رابطه اي خواهد شد. رحيم مرادي روانشناس اعتقاد دارد در يك رابطه سالم و سازنده و رو به رشد بايد گذشت متقابل، رعايت خواسته ها و نياز هاي يكديگر، پذيرش ديدگاههاي منطقي و عملي يكديگر  و كنترل رفتارهاي توام باعصبانيت و پرخاشگرانه مورد توجه قرار گيرد. او توجه به مسئووليت هايي كه بر عهده هركدام قرار دارد و انجام آن را در شكل گيري يك رابطه دوطرفه با اهميت مي شمارد و مي گويد: در زندگي مشترك زن و شوهر بايد به توانايي هايي كه در زندگي مشكل ساز است توجه كنند و براي رفع آن تلاش كنند. او زن و شوهرهاي جوان را به خودداري از رفتارها و گفتارهاي ملامت آميز و يا تمسخرآميز و تعديل خواسته ها و انتظارات خود در حد توانايي هاي يكديگر فرا مي خواند و مي افزايد: زوجين بايد فهم و درك تلاش بيش از حد متعارف و مسووليتي كه يكي از طرفين براي ثبات و پيشرفت خانواده نجام مي دهد تا ديگري باآْرامش زندگي كند را داشته باشد و از او قدرداني كند.

 

زندگي با نمك عشق

          زن و شوهري كه رابطه دوستانه و عاشقانه اي نداشته باشند زندگي برايشان سرد، خشك و بي جان است. به اعتقاد روانشناسان اگر هر دو طرف نتوانند رابطه دوستانه اي داشته باشند مشكلي به وجود نمي آيد، اما اگر يكي از زوجين نتواند احساسات و عواطف دوستانه و مهر آميز عاشقانه ديگري را درك كند و واكنش مناسب نشان دهد زندگي مشترك دچار كشمكش شده و در نهايت موجب دلسردي و جدايي احساسي و عاطفي مي گردد. وجود عشق و علاقه و دوستي زندگي را لذت بخش و شيرين مي كند و رشد و بالندگي آن را رقم مي زند.

 

به هم اعتماد كنيم

          شك داشتن و بي اعتمادي فقط اين نيست كه به رابطه همسرتان با ديگران مشكوك باشيد.اگر فكر كنيد او كار ي را نمي تواند انجام دهد و سعي كنيد مدام در كارهاي او نظارت و دخالت كنيد نيز نوعي بي اعتمادي است. مشاوران خانواده معتقدند رابطه دو طرفه اي كه بر فهم و درك متقابل استوار باشد منجر به اعتماد متقابل مي شود. اعتماد متقابل لازمه يك زندگي زناشويي رضايت بخش و شاداب است كه با برخوردها و عكس العمل هاي متقابل به وجود مي آيد و به رازداري و عدم بيان و اظهار مسائل خصوصي با ديگران ، حمايت هاي مادي و معنوي نسبت به يكديگر آگاهي از توانايي هاي اقتصادي و مادي زندگي مشترك و عدم سوء استفاده از اعتماد يكديگر به شكل سركوب و يا تحقير بستگي دارد.

رشته اي در گردن دوست

          با گذشت زمان و در صورتي كه رابطه بر پايه هاي اساس زندگي استوار باشد، وابستگي به شكل طبيعي بين زن و شوهر ايجاد مي گردد مرادي روانشناس خانواده معتقد است اين وابستگي به يكديگر به معناي وابستگي به زندگي مشترك توام با احساس آرامش و لذت بردن از بودن در كنار يكديگر و همفكري و كوشش براي داشتن زندگي بهتر و ترتيب و تكامل فرزندان و در عين حال تبادلات احساسي و عاطفي و همدردي و همدمي است. اين وابستگي به معناي جدايي از خانواده، دوستان و يا جامعه نيست، بلكه اين وابستگي موجب گسترش ارتباطات در خانواده و در ميان دوستان و جامعه مي شود و زن و شوهر با حمايت يكديگر از اين وابستگي به آرامش زندگي كمك مي كنند.

تعادل سالاري

          نه زن سالاري، نه مرد سالاري. تعادل، حق ومنطق سالاري اين شعاري است كه مشاوران خانواده براي رسيدن به زندگي خوش و خرم توصيه مي كنند.

          در صورت بروز يكي از نمونه هاي فوق آثار و ضايعات مخربي بر پيكره خانواده وارد آورده و به جا مي ماند كه تقريباً جبران ناپذير مي نمايد. اگر هماهنگي و تعادل و اشتراك مساعي در خانواده نباشد روابط بر اساس عادت و ديكته مي باشد و هيچ گونه تغيير و تحولي در رشد و پيشرفت خانواده صورت نمي پذيرد و در اين صورت بچه ها ممكن است افرادي ترسو، بي اعتماد به نفس، گوشه گير، پرخاشگر،ضد اجتماعي، مطيع، كم رو،ناتوان از ابراز وجود، با اختلالات و اشكالات رفتاري ، سركشي، ناتواني در يافتن و نقش و مهارت هاي جنسيتي و ... باشند.

يك زندگي امن

          هيچ زندگي مشتركي بدون وجود احساس امنيت پايدار نمي ماند. هر انساني نيازمند اطمينان و در نتيجه احساس امنيت است؛در تمامي زمينه هاي زندگي مشترك در زمينه هاي احساسي و عاطفي و مادي و غيره و اين احساس امنيت با توانايي درك نياز فرد مقابل در زمينه هاي مذكور بوجود مي آيد.

          بعد از ازدواج، زن و شوهر هركدام به نوعي تحت تاثير تفكرات و عقايد يكديگر قرار مي گيرند و بعضي از افكار و رفتارها و ايده هاي يكديگر را مي پذيرند و در نتيجه طرفين به يك الگوي مشترك دست ميابند كه اين همان حالتي است كه باعث مي شود زن و شوهر به نوعي رابطه تعادل يافته برسند و از منازعات و مشاجرات مخرب دور باشند.

 

منبع: روزنامه جام جم(ضمیمه چاردیواری)

چهارشنبه سوم شهریور 1389 توسط یاس سپید |

خانواده زن و خانواده شوهر

تنظيم رابطه بين دو خانواده

 

          روز زن اول بايد برويم خانه مادر خانم روز عيد اول بايد برويم  خانه مادر خانم  روز تولد خانم را هم بايد آنجا بگيريم.

          آقا از خانواده من خوشش نمي آيد.مي گويد در همه چيز مداخله مي كنند و از سياست و بحث و استراتژيك سردر نمي آورند. هميشه تعطيلات را بايد به شهر آنها سفر كنيم.

          اينها نمونه اي از گلايه هاي زوجهايي است كه در انتخاب اولويت هاي رفت و آمدهاي خانوادگي تعادل را رعايت نمي كنند.

          هر يك از زوجين بايد به خاطر داشته باشند كه نمي توان و نبايد انتظار داشت كه بعد از ازدواج رابطه ديگري با خانواده اش محدود يا مشروط شود. اين نيازي است كه نمي توان ناديده گرفت و بايستي مورد توجه باشد. فردي كه ازدواج مي كند، روابط عاطفي و احساس خاصي با افراد خانواده خود دارد و اين رابطه اي است دو طرفه . طبيعي است كه دختر يا پسري كه از كودكي در دامن خانواده رشد يافته است،  نمي تواند و نبايد خانواده خود را به راحتي و سادگي فراموش كند. احساسات و عواطف هر فرد در مورد خانواده اش حتي اگر خاطراتي ناخوشايند نيز باشند ريشه دار و عميق است.

 

          تنظيم روابط با خانواده هاي يكديگر بر عهده زوجين است و بايد مورد توافق دو طرف باشد و از سوگيري و ميل شخصي به دور باشد، البته ميزان اين روابط بايد به گونه اي باشد كه خللي به روند زندگي زناشويي زن و شوهر وارد نسازد و موجب غفلت و يا كوتاهي از  انجام وظايف زندگي مشترك نشود.

          چگونگي معاشرت ها و رفت و آمدها و روابط بستگي به خود زوجين دارداما بايستي مد نظر داشت اين روابط منجر به دخالت و جستجو و كنجكاوي در زندگي خصوصي نشود.

          گاهي لازم است زوجين به تنهايي با خانواده خود ديدار داشته باشند و معاشرت نمايند و نبايستي بيش از اندازه در روابط خصوصي و شخصي آنها با خانواده خويش تجسس و پي جويي كرد.

          ولي به هر حال فكر نكنيد كه شما براي همسرتان مي توانيد همه چيز باشيد.به برقراري رابطه با خانواده همسرتان علاقه نشان دهيد تا همين حس نيز در روابط شما با خانواده تان منتقل شود. هميشه تعادل را حفظ كنيد.

 

 منبع: روزنامه جام جم(ضمیمه چاردیواری)

شنبه دوم مرداد 1389 توسط یاس سپید |

ترس از قضاوت دیگران، باعث می شود انرژی زیادی را هدر بدهیم

 

 

پرتقال بزرگ را پنهان نكن

 

 

فرافكني ، نسبت دادن غير ارادي رفتار ناآگاهانه خود به ديگران است؛ اين جوري به ما القاء مي شود كه اين ويژگي ها واقعاً در ديگران وجود دارد و نه ما. وقتي درباره احساسات يا بخش هاي غير قابل قبول شخصيت خودمان مضطربيم ، مكانيسم دفاعي وارد عمل مي شود و ما اين ويژگي ها را به عوامل بيروني يا افراد ديگر نسبت مي دهيم. هميشه هم عاملي هست كه حس فرافكني را در ما بر مي انگيزد. برخي ويژگي هاي ناكامل ديگران، ويژگي هايي از ما را كه به توجه نياز دارند تحريك مي كنند و در نتيجه آن چه را كه در خودمان طرد كرده ايم، به ديگران نسبت مي دهيم.

 

شناخت احساسات مطرود در آينه ديگران

 

        ما فقط آنچه را كه خودمان هستيم، مي بينيم. مي شود به اين پديده به صورت نوعي تبادل انرژي نگاه كرد. تجسم كنيد كه صدها خروجي الكترونيكي گوناگون روي سينه تان داريد و هر خروجي نشانه ويژگي خاصي است. ويژگي هايي كه مورد پذيرش و تاييد ما هستند، در پوش دارند و از اين رو هيچ وقت اتصالي نمي كنند. اما ويژگي هايي كه ما را ناراحت مي كنند و هنوز پذيرايشان نيستيم  بار الكتريكي هستند.بنابراين وقتي با كسي روبرو مي شويم كه يكي از اين ويژگي ها را نشان مي دهد، درست مثل اين است كه دو شاخه آنها به ما وصل مي شود، مثلاً اگر ما خشم خودمان را انكار كنيم يا از ان ناراحت باشيم، افراد تند خو را به زندگيمان جلب مي كنيم. احساس خشم سركوب شده ما موجب مي شود، تندخويي اطرافيانمان را ببينيم، زيرا از آن جا كه درباره احساسات دروني به خودمان دروغ مي گوييم، تنها راه پي بردن به اين احساسات مشاهده آنها در ديگران است. وقتي ديگران احساسات پنهان ما را منعكس مي كنند، اين امكان برايمان بوجود مي آيد كه احساسات مطرود خودمان را بشناسيم و باز پس بگيريم . ما به طور غريزي خودمان را از بازتاب ها ي منفي مان كنار مي كشيم. بررسي آنچه برايمان جذاب است، ساده تر از بررسي مواردي است كه ما را دفع مي كنند. اگر از تكبر شما مي رنجم، دليلش اين است كه تكبر وجود خودم را نمي پذيرم. اين مي تواند تكبري باشد كه در زندگي كنوني از خودم نشان مي دهم يا تكبري كه در آينده مي توانم بروز دهم و وجود آن را انكار مي كنم. اگر از تكبر ناراحت مي شوم، بايد با دقت همه جنبه هاي زندگي خودم را بررسي كنم و اين پرسش ها را با خودم طرح كنم : در گذشته كي متكبر بوده ام؟آيا حالا متكبر هستم؟ آيا ممكن است در آينده متكبر شوم؟

 

هيچ كسي مثل تو نميشه

 

          همه خواسته هاي قلبي شما در انتظار اين هستند كه كشف و ابراز شوند. هرچه شما را برمي انگيزاند ، جنبه اي از خود شماست. درباره نكاتي كه در كسي تحسين مي كنيد، دقيق باشيد و آن را در خودتان بيابيد. اگر آرزو داريد شبيه كسي شويد، به اين دليل است كه اين توان را داريد كه آن چه را مي بينيد، متجلي كنيد. ديپاك چوپرا مي گويد: (( هر خواسته اي، راه و روش برآورده شدن خود را دارد.)) اين يعني ما توان آن را داريم كه آرزوهاي قلبي خود را برآورده كنيم و وجود حقيقي مان را متجلي سازيم. اگر توان انجام كار يا داشتن چيزي را نداشته باشيم آن مورد را حقيقتاً نخواهيم خواست؛ مساله به همين سادگي است!

          گوته مي گويد:((اگر بتوانيم آن را تجسم و باور كنيم، مي توانيم به آن دست يابيم!)) بخش دشوار، عبور از ترس هايمان است كه ما را متوقف مي كنند و به ما مي گويند شايستگي و ارزش لازم را نداريم. اما هيچ كس روي زمين مانند شما نيست. هيچكس درست همين خواسته ها، استعدادها و خاطره هاي شما را ندارد. شما تاثير ويژه خود را بر هر چيز داريد و موظف هستيد استعدادهاي بي همتايتان را دريابيد و با روش خاص خود آنها را متجلي كنيد.

 

انرژي ات را حرام نكن

 

          بيشتر ما از اين كه مورد قضاوت ديگران قرار بگيريم، مي ترسيم. در حالي كه ما اصلاً مجبور نيستيم كه هر چه را كه ديگران درباره مان مي گويند، باور كنيم. اما اگر از آنچه نزديكانمان مي خواهند بگويند هراس داريم ، بايد گوش به زنگ باشيم. بيشتر مردم مي ترسندآن مطلبي را بشنوند كه از آن مي ترسند. در اينجا عملكرد انكار را مي شود ديد.انكار را به صورت تركيبي از حروف اول واژه هاي عبارت اصلاً نبينيد كه انسان رياكاري در نظر بگيريد ما فقط موقعي نگران بازخورد ديگرانيم كه مي دانيم جايي به خودمان دروغ گفته ايم. اگر صادقانه معتقد باشيم كه چيزي كه درباره ما گفته اند واقعيت ندارد ناراحت نخواهيم شد فقط هنگامي ناراحت مي شويم كه خود را فريب مي دهيم و ديگران متوجه اين موضوع مي شوند.

          يك لحظه فكر كن كه براي پنهان كردن موردي از خودت و ديگران چقدر انرژي صرف مي كني. يك ميوه مثل يك پرتقال بزرگ را بردار و تمام روز آن را در دستت نگه دار اما نگذار چشمت بهش بيافتد و سعي كن وقتي هم كه با ديگران روبرو مي شوي ، نگذاري آن را ببينند. پس از چند ساعت ببين كه چقدر از انرژي ات صرف اين كار شده است. بدن ما هر روز همين كار را انجام مي دهد. البته آنها فقط با يك ميوه سروكار ندارند، بلكه بايد براي همه آن ميوه هايي كه سعي  مي كنيم از خودمان و ديگران پنهان كنيم ، فكري بكنند. وقتي اجازه بدهيد حقايق شما آشكار بشود، آزاد خواهيد شد.آنوقت مي توانيد همه آن انرژي اضافي را براي رشد و تكامل و در راه رسيدن به بالاترين هدف هاي خود به كار ببنديد. هرچه بيشتر رازهاي نهفته داشته باشيم، بيمارتر هستيم. زيرا اين رازها نمي گذارند خود اصليمان باشيم.هنگامي كه با خودمان آشتي مي كنيم، هستي هم در همان سطح آرامش را به ما برمي گرداند و وقتي با خودمان هماهنگ باشيم با همه هماهنگ خواهيم بود.

 

منبع: روزنامه جام جم(ضمیمه چاردیواری)

یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 توسط یاس سپید |




ahvaz202002@yahoo.com

هفته دوم مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته اوّل شهریور 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته دوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
آرشيو

RSS 2.0

Designed By ParsTheme